نالانم ! نالانتر از ناله ![]()
نالان از خويشم و از كردار خويش
نالان از شبهاي خويش ، روزهاي خويش

شبهاي پر از افكار من ![]()
خواب مرا پرانده ![]()
دست و پاهامو بسته ![]()
كلاغها را آشوفته
روزها پر از حيراني ![]()
سرگردانم خدايا ![]()
در اين سن جواني
جوانيِ پر از شور ![]()
آميخته با هر غرور
زود مرا تنها گذاشت
پريد و رفت پشت كوه
جواني! آي جواني ! ![]()
دنياي هرچه خامي
بيخيالي، لنتراني
دلم برات تنگ شده
در موسم جواني!
يادش بخير آن روزها! ![]()
يادت مياد تو با من؟
تو يك اتاق تاريك ![]()
غريب و تنها بوديم؟ ![]()
هيچكس ما را نميخواست؟ ![]()
بجز من و تو ديگر
كسي با ما كار نداشت؟ ![]()
يادت مياد آنروزها؟
چقدر سر سجاده
اشگ ملامت ريختيم؟ ![]()
با خدامون حرف زديم ؟ ![]()
درد حقارت كاستيم؟
تو اون سكوت، ساعتها
چقدر باهم حرف زديم؟
چه آرزوها داشتيم؟ ![]()
با رؤياهامون به هر سو
بدون پر، پر زديم؟
يادت مياد جواني؟
خندهامون پرصدا ![]()
آميخته با گريه بود؟ ![]()
گريه امون نميداد؟ ![]()
برنامون همين بود؟
يادت مياد جواني؟ ....
ضمن عذر خواهي از شاعران گرامي چون شاعرنبودم ولي حرف دل بود به صورت شعرگونه نوشته شد.
دوستان عزيز اگر در اين تابستان گرم فراقتي پيدا كرديد شما هم از جوانيهايتان به هر زباني كه دوست داريد برايمان بنويسد به وب بهترين مطلب نوشته شده يك نمايشنامه طنز از نوشته مدير كانون ارسال ميشود. ![]()
تا پايان مرداد""" هی بزن فرياد"""
![]()

